the inordinate demands of the Tax Collector
الزعمهای بیمعقولانهٔ جمعآورنده مالیات
The idea of this gave me inordinate pleasure.
ایدهٔ این موضوع، لذت وصفناپذیر به من بخشید.
a case which had taken up an inordinate amount of time.
موردى که مقدار زمان وصفناپذیرى را به خود اختصاص داده بود.
an inordinate amount of time
مقدار زمان وصفناپذیر
inordinate amount of money
مقدار پول وصفناپذیر
inordinate amount of work
مقدار کار وصفناپذیر
inordinate amount of food
مقدار غذاى وصفناپذیر
inordinate amount of energy
مقدار انرژی وصفناپذیر
inordinate focus on appearance
تمرکز وصفناپذیر بر ظاهر
inordinate amount of paperwork
مقدار زیاد کارهاى اداری
inordinate amount of noise
مقدار زیاد صدا
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید