insect-pollinated

[ایالات متحده]/[ˈɪnˌsɛkt ˈpɒlɪneɪtɪd]/
[بریتانیا]/[ˈɪnˌsɛkt ˈpɒlɪˌneɪtɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا تحت تأثیر گذاشته شده توسط خزانه‌گری توسط حشرات؛ وابسته به حشرات برای خزانه‌گری.

عبارات و ترکیب‌ها

insect-pollinated plants

گیاهان خودرویی توسط حشرات

insect-pollinated crops

محصولات خودرویی توسط حشرات

being insect-pollinated

خودرویی توسط حشرات بودن

highly insect-pollinated

خودرویی توسط حشرات درجه یک

insect-pollinated flowers

گل‌های خودرویی توسط حشرات

insect-pollinated system

سیستم خودرویی توسط حشرات

insect-pollinated fruit

میوه‌های خودرویی توسط حشرات

insect-pollinated species

گونه‌های خودرویی توسط حشرات

insect-pollinated fields

میدان‌های خودرویی توسط حشرات

insect-pollinated yield

تولید خودرویی توسط حشرات

جملات نمونه

many flowering plants are insect-pollinated, relying on bees and butterflies for reproduction.

بسیاری از گیاهان گلدار توسط حشرات می‌زنند و برای تولید مثل به میگو و مورچه‌ها وابسته هستند.

the orchard's success depended on ensuring the fruit trees were insect-pollinated effectively.

موفقیت باغ مربوط به اطمینان از این بود که درختان میوه به درستی توسط حشرات می‌زنند.

we studied the impact of pesticide use on insect-pollinated crops in the region.

ما تأثیر استفاده از کودهای شیمیایی بر محصولات گیاهی که توسط حشرات می‌زنند در منطقه را مورد مطالعه قرار دادیم.

insect-pollinated plants often have bright, fragrant flowers to attract pollinators.

گیاهانی که توسط حشرات می‌زنند معمولاً گل‌های روشن و عطرداری دارند تا حشرات را جذب کنند.

the decline in bee populations poses a serious threat to insect-pollinated food sources.

کاهش جمعیت میگوها خطر جدی‌ای برای منابع غذایی گیاهانی که توسط حشرات می‌زنند ایجاد می‌کند.

farmers actively encourage insect-pollinated activity by planting diverse wildflower meadows.

کشاورزان فعالانه فعالیت می‌زنند توسط حشرات با کاشت مراتع گل‌های جنگلی متنوع.

the research focused on the efficiency of insect-pollinated versus wind-pollinated species.

پژوهش روی کارایی گونه‌های می‌زننده حشرات در مقایسه با گونه‌های می‌زننده باد متمرکز بود.

protecting habitats is crucial for supporting insect-pollinated ecosystems.

حفاظت از زیستگاه‌ها برای حمایت از اکوسیستم‌های گیاهان می‌زننده حشرات ضروری است.

the farmer noticed a significant increase in yield from his insect-pollinated pumpkin patch.

کشاورز افزایش معنی‌داری در عملکرد از مزرعه گوجه‌فرنگی‌اش که توسط حشرات می‌زنند متوجه شد.

understanding pollination strategies, like insect-pollinated systems, is vital for agriculture.

فهم راهکارهای می‌زنی، مانند سیستم‌های می‌زننده حشرات، برای کشاورزی حیاتی است.

the study examined the role of different insects in insect-pollinated plant reproduction.

این مطالعه نقش حشرات مختلف در تولید مثل گیاهان می‌زننده حشرات را بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید