inseminator

[ایالات متحده]/ɪnˈsemɪneɪtə(r)/
[بریتانیا]/ɪnˈsemɪneɪtər/

ترجمه

n. یک فرد که اسپرم به طور مصنوعی به واژن یا رحم وارد می‌کند؛ دستگاهی که برای ناباروری مصنوعی استفاده می‌شود.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

artificial inseminator

تکنیکی انسه‌گذاری مصنوعی

the inseminator

انسه‌گذار

inseminator technician

تکنیکی انسه‌گذار

trained inseminator

انسه‌گذار آموزش دیده

inseminator's job

وظیفه انسه‌گذار

cattle inseminator

انسه‌گذار گوسفید

inseminator training

آموزش انسه‌گذار

expert inseminator

انسه‌گذار متخصص

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید