engineering stud
تحقیقات مهندسی
academic stud
تحقیقات علمی
hardworking stud
تحقیقات سختکوش
stud welding
جوشکاری با استفاده از ستاپ
stud bolt
پیچ میلگرد
He is a dedicated studious student.
او یک دانشجوی منضبط و کوشا است.
She found a stud to help her with the home renovation.
او یک میخ برای کمک به او در بازسازی خانه پیدا کرد.
The mechanic used a stud finder to locate the wooden beams.
مکانیک از یک یابنده میخ برای یافتن تیرهای چوبی استفاده کرد.
The professor is a stud in the field of quantum physics.
این پروفسور در زمینه فیزیک کوانتوم یک فرد برجسته است.
She admired his studious attitude towards his work.
او از نگرش کوشا او نسبت به کارش قدردانی کرد.
The carpenter used a stud detector to find the wall studs.
نجار از یک آشکارساز میخ برای یافتن میخهای دیوار استفاده کرد.
He is known as a stud quarterback in the football team.
او به عنوان یک کوارتربک برجسته در تیم فوتبال شناخته می شود.
The jeweler set the diamond in a gold stud earring.
جواهرساز الماس را در گوشواره میخ طلبی قرار داد.
The horse breeder selected a strong stud to mate with the mare.
پرورش دهنده اسب یک اسب نر قوی برای جفت گیری با مادیون انتخاب کرد.
She wore a silver stud bracelet on her wrist.
او یک دستبند میخ نقره ای روی مچ دست خود پوشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید