insentiences

[ایالات متحده]/ɪnˈsɛnʃəns/
[بریتانیا]/ɪnˈsɛnʃəns/

ترجمه

n. حالت بی‌احساسی؛ عدم درک یا آگاهی

عبارات و ترکیب‌ها

insentiences exist

وجود اشتباهات

insentiences observed

مشاهده اشتباهات

insentiences discussed

بحث درباره اشتباهات

insentiences identified

شناسایی اشتباهات

insentiences analyzed

تجزیه و تحلیل اشتباهات

insentiences challenged

چالش اشتباهات

insentiences ignored

نادیده گرفتن اشتباهات

insentiences explained

توضیح اشتباهات

insentiences recognized

تشخیص اشتباهات

insentiences questioned

سوال درباره اشتباهات

جملات نمونه

insentiences can often be mistaken for indifference.

گاهی اوقات نمی‌توان درک کرد که بی‌تفاوتی چگونه می‌تواند با بی‌اعتنایی اشتباه گرفته شود.

the insentiences of certain objects can evoke a sense of mystery.

بی‌اعتنایی اجسام خاص می‌تواند حسی از رمز و راز را برانگیزد.

in literature, insentiences are often used to symbolize deeper themes.

در ادبیات، بی‌اعتنایی اغلب برای نمادگذاری مضامین عمیق‌تر استفاده می‌شود.

philosophers debate the nature of insentiences in the universe.

فلاسفه درباره ماهیت بی‌اعتنایی در جهان بحث می‌کنند.

insentiences in nature can be surprisingly complex.

بی‌اعتنایی در طبیعت می‌تواند به طرز شگفت‌آوری پیچیده باشد.

some argue that insentiences have their own form of existence.

برخی استدلال می‌کنند که بی‌اعتنایی وجود خود را دارد.

art often captures the beauty of insentiences.

هنر اغلب زیبایی بی‌اعتنایی را به تصویر می‌کشد.

understanding insentiences can lead to greater empathy.

درک بی‌اعتنایی می‌تواند منجر به همدلی بیشتر شود.

insentiences challenge our perception of life and consciousness.

بی‌اعتنایی درک ما از زندگی و آگاهی را به چالش می‌کشد.

many cultures have myths that involve insentiences.

فرهنگ‌های بسیاری اساطیری دارند که شامل بی‌اعتنایی می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید