senselessness

[ایالات متحده]/ˈsensləs/
[بریتانیا]/ˈsenslɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت بی هوشی یا بی‌ خبری؛ فقدان هوشیاری یا درک؛ ویژگی نبودن معنا یا هدف؛ فقدان کامل حس یا اهمیت؛

عبارات و ترکیب‌ها

pure senselessness

بی‌حسّی محض

complete senselessness

بی‌حسّی کامل

sheer senselessness

بی‌حسّی محض

total senselessness

بی‌حسّی کامل

utter senselessness

بی‌حسّی مطلق

profound senselessness

بی‌حسّی عمیق

act of senselessness

عمل بی‌حسّی

deep senselessness

بی‌حسّی عمیق

this senselessness

این بی‌حسّی

such senselessness

این‌گونه بی‌حسّی

جملات نمونه

the senselessness of the violence shocked the entire community.

بی‌معنایی خشونت، کل جامعه را شوکه کرد.

many people question the senselessness of capital punishment.

بسیاری از مردم نسبت به بی‌معنایی مجازات اعدام تردید دارند.

she felt a deep sense of senselessness after losing her job.

او بعد از از دست دادن شغلش، احساس عمیقی از بی‌معنایی کرد.

the sheer senselessness of the situation made everyone laugh nervously.

بی‌معنایی محض وضعیت باعث شد همه به طرز عصبی بخندند.

we cannot accept the utter senselessness of this tragedy.

ما نمی‌توانیم بی‌معنایی محض این تراژدی را بپذیریم.

the existential senselessness of life haunted him for years.

بی‌معنایی وجودی زندگی سال‌ها او را آزار می‌داد.

critics pointed out the complete senselessness of the new policy.

منتقدان به بی‌معنایی کامل سیاست جدید اشاره کردند.

his violent outbursts demonstrated pure senselessness.

خشم‌های او نشان‌دهنده بی‌معنایی محض بود.

the random senselessness of the accident left them traumatized.

بی‌معنایی تصادفی حادثه آن‌ها را دچار آسیب روحی کرد.

philosophers have debated the profound senselessness of human existence.

فلاسفه درباره بی‌معنایی عمیق وجود انسان بحث کرده‌اند.

after the terrorist attack, people struggled with overwhelming senselessness.

پس از حمله تروریستی، مردم با بی‌معنایی طاقت‌فرسا دست و پنجه نرم کردند.

the committee rejected the proposal due to its inherent senselessness.

کمیته به دلیل بی‌معنایی ذاتی آن، پیشنهاد را رد کرد.

some find meaning despite the apparent senselessness of suffering.

برخی افراد با وجود بی‌معنایی ظاهری رنج، معنایی در آن می‌یابند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید