insolates

[ایالات متحده]/ˈɪn.sə.leɪt/
[بریتانیا]/ˈɪn.sə.leɪt/

ترجمه

vt. در معرض نور خورشید قرار دادن؛ تحت نور خورشید قرار دادن

عبارات و ترکیب‌ها

insolate area

مساحت تابش

insolate surface

سطح تابش

insolate time

زمان تابش

insolate energy

انرژی تابش

insolate effect

اثر تابش

insolate exposure

قرار گرفتن در معرض تابش

insolate method

روش تابش

insolate source

منبع تابش

insolate measurement

اندازه گیری تابش

insolate conditions

شرایط تابش

جملات نمونه

the sun can insolate the earth during the day.

خورشید می‌تواند در طول روز زمین را گرما دهد.

plants need to insolate to perform photosynthesis.

گیاهان برای انجام فتوسنتز به گرما دادن نیاز دارند.

insolate the area to prevent moisture buildup.

برای جلوگیری از تجمع رطوبت، منطقه را گرما دهید.

we studied how to insolate buildings for energy efficiency.

ما نحوه گرما دادن ساختمان‌ها برای افزایش بهره‌وری انرژی را مطالعه کردیم.

insolate the samples to ensure accurate results.

برای اطمینان از نتایج دقیق، نمونه‌ها را گرما دهید.

insolate the data to analyze its effects.

برای تجزیه و تحلیل اثرات آن، داده‌ها را گرما دهید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید