inspectorships

[ایالات متحده]/ɪnˈspɛk.tə.ʃɪps/
[بریتانیا]/ɪnˈspɛk.tɚ.ʃɪps/

ترجمه

n. وضعیت و مقام یک بازرس

عبارات و ترکیب‌ها

government inspectorships

بازرسی‌های دولتی

local inspectorships

بازرسی‌های محلی

regulatory inspectorships

بازرسی‌های نظارتی

quality inspectorships

بازرسی‌های کیفیت

field inspectorships

بازرسی‌های میدانی

temporary inspectorships

بازرسی‌های موقت

senior inspectorships

بازرسی‌های ارشد

junior inspectorships

بازرسی‌های رده پایین

international inspectorships

بازرسی‌های بین‌المللی

specialized inspectorships

بازرسی‌های تخصصی

جملات نمونه

the government announced new inspectorships for food safety.

دولت ایران اعلامیه مبنی بر ایجاد بازرسی‌های جدید برای ایمنی مواد غذایی منتشر کرد.

inspectorships in various industries are essential for compliance.

بازرسی‌ها در صنایع مختلف برای رعایت قوانین ضروری هستند.

she applied for inspectorships to enhance her career.

او برای ارتقای شغلی خود برای بازرسی‌ها درخواست داد.

inspectorships require a strong understanding of regulations.

بازرسی‌ها نیاز به درک قوی از مقررات دارد.

many inspectorships involve regular site visits.

بسیاری از بازرسی‌ها شامل بازدیدهای منظم از محل است.

training for inspectorships is often rigorous.

آموزش برای بازرسی‌ها اغلب سخت و طاقت‌فرسا است.

inspectorships can lead to significant improvements in safety.

بازرسی‌ها می‌توانند منجر به بهبودهای قابل توجهی در ایمنی شوند.

government inspectorships are crucial for public health.

بازرسی‌های دولتی برای حفظ بهداشت عمومی بسیار مهم هستند.

he has held multiple inspectorships throughout his career.

او در طول دوران حرفه‌ای خود چندین بازرسی را بر عهده داشته است.

inspectorships often require travel to various locations.

بازرسی‌ها اغلب نیاز به سفر به مکان‌های مختلف دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید