pay in installments
پرداخت به اقساط
installments plan
برنامه اقساط
monthly installments
پرداخت ماهانه اقساط
installments payment
پرداخت اقساط
installments due
بدهی اقساط
installments option
گزینه اقساط
installments available
اقساط موجود
installments agreement
توافقنامه اقساط
installments balance
باقیمانده اقساط
installments credit
اعتبار اقساط
she decided to pay for the new car in installments.
او تصمیم گرفت که ماشین جدید را به صورت اقساطی پرداخت کند.
they offer flexible payment options, including installments.
آنها گزینه های پرداخت انعطاف پذیر ارائه می دهند، از جمله پرداخت اقساطی.
he prefers to buy expensive items in installments.
او ترجیح می دهد اقلام گران قیمت را به صورت اقساطی خریداری کند.
paying in installments makes it easier to budget.
پرداخت به صورت اقساطی برنامه ریزی بودجه را آسان تر می کند.
she completed her education through installments of tuition fees.
او تحصیلات خود را از طریق پرداخت های قسطی شهریه به پایان رساند.
they agreed to settle the debt in monthly installments.
آنها با هم موافقت کردند که بدهی را به صورت اقساط ماهانه تسویه کنند.
buying furniture in installments can help manage cash flow.
خرید مبلمان به صورت اقساطی می تواند به مدیریت جریان نقدی کمک کند.
many retailers now allow customers to pay in installments.
بسیاری از خرده فروشان اکنون به مشتریان اجازه می دهند به صورت اقساطی پرداخت کنند.
she was relieved to find a plan that offered low installments.
او از یافتن طرحی که اقساط کمی ارائه می داد، احساس راحتی کرد.
he saved money by choosing to pay in installments rather than all at once.
او با انتخاب پرداخت به صورت اقساطی به جای پرداخت یکجا، پول درآورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید