inner urges
نجابت های درونی
strong urges
نجابت های قوی
natural urges
نجابت های طبیعی
sexual urges
نجابت های جنسی
emotional urges
نجابت های احساسی
compulsive urges
نجابت های اجباری
social urges
نجابت های اجتماعی
creative urges
نجابت های خلاقانه
urgent urges
نجابت های فوری
uncontrollable urges
نجابت های غیرقابل کنترل
she urges him to pursue his dreams.
او از او میخواهد که دنبال رویاهایش برود.
the teacher urges students to study harder.
معلم از دانشآموزان میخواهد که بیشتر تلاش کنند.
the report urges immediate action on climate change.
گزارش خواستار اقدام فوری در مورد تغییرات آب و هوایی است.
he urges his friends to join the campaign.
او از دوستانش میخواهد در این کمپین شرکت کنند.
the doctor urges regular exercise for better health.
پزشک توصیه میکند برای سلامتی بهتر، ورزش منظم انجام دهید.
the ad urges consumers to buy local products.
تبلیغ از مصرفکنندگان میخواهد محصولات محلی خریداری کنند.
she urges her team to meet the deadline.
او از تیمش میخواهد مهلت مقرر را رعایت کنند.
the organization urges the government to take action.
سازمان خواستار اقدام دولت میشود.
he urges caution when driving in bad weather.
او در هنگام رانندگی در هوای بد، احتیاط را توصیه میکند.
the article urges readers to think critically.
مقاله از خوانندگان میخواهد به طور انتقادی فکر کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید