insurances

[ایالات متحده]/ɪnˈʃʊərəns/
[بریتانیا]/ɪnˈʃʊrəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تضمین; صنعت بیمه; حق بیمه بیمه; اقدامات بیمه; تضمین ایمنی.

عبارات و ترکیب‌ها

life insurance

بیمه عمر

health insurance

بیمه درمانی

insurance company

شرکت بیمه

medical insurance

بیمه درمانی

social insurance

بیمه اجتماعی

insurance industry

صنعت بیمه

insurance policy

سیاج بیمه

endowment insurance

بیمه هبه

liability insurance

بیمه مسئولیت

unemployment insurance

بیمه بیکاری

insurance business

کسب و کار بیمه

property insurance

بیمه اموال

insurance contract

قرارداد بیمه

insurance premium

حق بیمه

deposit insurance

بیمه سپرده

insurance fund

صندوق بیمه

insurance law

قانون بیمه

labor insurance

بیمه کار

insurance coverage

پوشش بیمه

pension insurance

بیمه بازنشستگی

جملات نمونه

I'm in the insurance racket.

من در دامنه بیمه هستم.

a blanket insurance policy.

یک طرح بیمه

a bogus insurance claim.

یک ادعای بیمه دروغ

effect an insurance policy

ایجاد یک بیمه‌نامه

a pushful insurance agent;

یک عامل بیمه پرانرژی;

wildcat life insurance schemes.

طرح‌های بیمه عمر وحشی.

This is an insurance policy with extensive coverage.

این یک قرارداد بیمه با پوشش گسترده است.

insurance against sickness and unemployment.

بیمه در برابر بیماری و بیکاری.

insurance tailor-made to a client's specific requirements.

بیمه متناسب با نیازهای خاص مشتری.

نمونه‌های واقعی

Basic old-age insurance, health insurance, and subsistence allowance standards were raised.

استانداردهای بیمه بازنشستگی، بیمه سلامت و مقرری معیشت افزایش یافت.

منبع: Government bilingual documents

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید