caloric intakes
مصرف کالری
nutrient intakes
مصرف مواد مغذی
daily intakes
مصرف روزانه
fluid intakes
مصرف مایعات
energy intakes
مصرف انرژی
vitamin intakes
مصرف ویتامین
protein intakes
مصرف پروتئین
fiber intakes
مصرف فیبر
sugar intakes
مصرف قند
mineral intakes
مصرف مواد معدنی
she carefully monitors her daily intakes of vitamins.
او به دقت میزان مصرف روزانه ویتامینهای خود را زیر نظر دارد.
the nutritionist recommended increasing protein intakes for better health.
متخصص تغذیه افزایش مصرف پروتئین برای سلامتی بهتر را توصیه کرد.
it's important to track your calorie intakes if you're trying to lose weight.
اگر قصد کاهش وزن دارید، ردیابی میزان کالری دریافتی شما مهم است.
high sugar intakes can lead to various health issues.
مصرف زیاد قند میتواند منجر به مشکلات مختلف سلامتی شود.
he adjusted his intakes of carbohydrates for better energy levels.
او میزان مصرف کربوهیدرات خود را برای افزایش سطح انرژی تنظیم کرد.
monitoring fluid intakes is crucial for athletes during training.
نظارت بر میزان مصرف مایعات برای ورزشکاران در طول تمرین بسیار مهم است.
excessive alcohol intakes can harm your liver.
مصرف بیش از حد الکل میتواند به کبد شما آسیب برساند.
dietary intakes should be balanced for optimal health.
مصرف غذایی باید متعادل باشد تا سلامتی بهینه حاصل شود.
children's intakes of fruits and vegetables are often too low.
مصرف میوه و سبزیجات توسط کودکان اغلب خیلی کم است.
she keeps a journal to record her daily intakes of food.
او یک دفترچه یادداشت برای ثبت میزان مصرف روزانه غذا نگه میدارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید