integrative

[ایالات متحده]/'intiɡreitiv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. جامع، یکپارچه

عبارات و ترکیب‌ها

integrative approach

رویکرد یکپارچه

integrative therapy

درمان یکپارچه

integrative medicine

طب یکپارچه

integrative treatment

درمان یکپارچه

integrative care

مراقبت یکپارچه

جملات نمونه

Background—The nucleus tractus solitarius (NTS) is the primary integrative center for baroreflex.

زمینه — هسته‌ی شریان‌های سولیتر (NTS) مرکز اصلی یکپارچه‌سازی برای بازتاب فشار خون است.

Abstract: In the paper, by integrative using GIS and Geostatistics, we analyzed the special distribution characteristic of groundwater downrange in arid area.

چکیده: در این مقاله، با استفاده یکپارچه از GIS و Geostatistics، ما توزیع خاص آب زیرزمینی در مناطق خشک را تجزیه و تحلیل کردیم.

integrative approach to learning

رویکرد یکپارچه به یادگیری

integrative approach to healthcare

رویکرد یکپارچه به مراقبت‌های بهداشتی

integrative approach to problem-solving

رویکرد یکپارچه به حل مسئله

integrative approach to psychology

رویکرد یکپارچه به روانشناسی

integrative approach to treatment

رویکرد یکپارچه به درمان

integrative approach to education

رویکرد یکپارچه به آموزش

integrative approach to wellness

رویکرد یکپارچه به سلامتی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید