amplification

[ایالات متحده]/ˌæmplɪfɪ'keɪʃən/
[بریتانیا]/ˌæmpləfə'keʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گسترش جزئیات یا توضیحات؛ افزایش دامنه یا بزرگنمایی.

عبارات و ترکیب‌ها

sound amplification

تقویت صدا

signal amplification

تقویت سیگنال

amplification of ideas

تقویت ایده‌ها

amplification of emotions

تقویت احساسات

amplification factor

ضریب تقویت

power amplification

تقویت توان

amplification coefficient

ضریب تقویت

voltage amplification

تقویت ولتاژ

جملات نمونه

Both MSAP (methylation sensitive amplification polymorphism) ratio and full methylation level were the highest in bracteal leaf, and the lowest in tassel.

نسبت MSAP (پلی‌مورفیسم افزایش حساسیت متیلاسیون) و سطح متیلاسیون کامل در برگچه در بالاترین حد بود و در سنبلک در پایین‌ترین حد قرار داشت.

The main equipment here is a thermal cycler system for nucleic acid amplification (PCR, quantitative fluorescence detection or common).

تجهیزات اصلی در اینجا یک سیستم سیکل‌کننده حرارتی برای افزایش نوکلئیک اسید (PCR، تشخیص فلورسانس کمی یا معمولی) است.

My colleagues and I described a sequencing-by-ligation system that used polony bead amplification of the template DNA and a common digital microscope to read fluorescent signals.

همکاران و من یک سیستم توالی‌دهی با اتصال را توصیف کردیم که از افزایش دانه پلیونی DNA الگو و یک میکروسکوپ دیجیتال معمولی برای خواندن سیگنال‌های فلورسنت استفاده کرد.

The amplification of sound in the theater was impressive.

تقویت صدا در تئاتر چشمگیر بود.

The amplification of the signal improved the quality of the audio.

تقویت سیگنال باعث بهبود کیفیت صدا شد.

The amplification of his speech made it easier for everyone to hear him.

تقویت سخنرانی او باعث شد همه راحت‌تر او را بشنوند.

The amplification of emotions in the movie intensified the viewing experience.

تقویت احساسات در فیلم، تجربه تماش را تشدید کرد.

The amplification of social media has changed the way we communicate.

تقویت رسانه‌های اجتماعی نحوه ارتباط ما را تغییر داده است.

Amplification of the problem only made it more difficult to solve.

تقویت مشکل تنها آن را برای حل کردن دشوارتر کرد.

The amplification of the colors in the painting enhanced its beauty.

تقویت رنگ‌ها در نقاشی، زیبایی آن را افزایش داد.

The amplification of his achievements in the report impressed the audience.

تقویت دستاورد های او در گزارش، مخاطبان را تحت تاثیر قرار داد.

Amplification of the music at the concert created a more immersive experience.

تقویت موسیقی در کنسرت، تجربه ای فراگیرتر ایجاد کرد.

The amplification of the issue in the media sparked a national debate.

تقویت موضوع در رسانه ها، یک بحث ملی را برانگیخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید