intercedes for
به جای او میانجیگری میکند
intercedes with
با او میانجیگری میکند
who intercedes
چه کسی میانجیگری میکند
intercedes on
در مورد آن میانجیگری میکند
intercedes between
بین آنها میانجیگری میکند
intercedes directly
به طور مستقیم میانجیگری میکند
intercedes often
اغراق میانجیگری میکند
intercedes quickly
به سرعت میانجیگری میکند
intercedes silently
به طور خاموش میانجیگری میکند
intercedes peacefully
به طور مسالمتآمیز میانجیگری میکند
she intercedes on behalf of her friends during disputes.
او از طرف دوستانش در اختلافات میانجیگری میکند.
the lawyer intercedes to protect the client's rights.
وکیل برای محافظت از حقوق مشتری، میانجیگری میکند.
he often intercedes when conflicts arise in the team.
او اغلب زمانی که در تیم درگیری ایجاد میشود، میانجیگری میکند.
the teacher intercedes to resolve student disagreements.
معلم برای حل اختلاف دانشآموزان، میانجیگری میکند.
she intercedes with her boss for a better working condition.
او برای داشتن شرایط کاری بهتر، با رئیس خود میانجیگری میکند.
the mediator intercedes to facilitate the negotiation process.
میانجیگر برای تسهیل فرآیند مذاکره، میانجیگری میکند.
he intercedes in the community to address local issues.
او در جامعه برای رسیدگی به مسائل محلی، میانجیگری میکند.
the pastor intercedes for the congregation during prayers.
کشیش در هنگام دعا برای جماعت، میانجیگری میکند.
she intercedes with the authorities for better policies.
او برای داشتن سیاستهای بهتر، با مقامات میانجیگری میکند.
he intercedes to help his colleagues meet deadlines.
او برای کمک به همکارانش در رسیدن به مهلتها، میانجیگری میکند.
intercedes for
به جای او میانجیگری میکند
intercedes with
با او میانجیگری میکند
who intercedes
چه کسی میانجیگری میکند
intercedes on
در مورد آن میانجیگری میکند
intercedes between
بین آنها میانجیگری میکند
intercedes directly
به طور مستقیم میانجیگری میکند
intercedes often
اغراق میانجیگری میکند
intercedes quickly
به سرعت میانجیگری میکند
intercedes silently
به طور خاموش میانجیگری میکند
intercedes peacefully
به طور مسالمتآمیز میانجیگری میکند
she intercedes on behalf of her friends during disputes.
او از طرف دوستانش در اختلافات میانجیگری میکند.
the lawyer intercedes to protect the client's rights.
وکیل برای محافظت از حقوق مشتری، میانجیگری میکند.
he often intercedes when conflicts arise in the team.
او اغلب زمانی که در تیم درگیری ایجاد میشود، میانجیگری میکند.
the teacher intercedes to resolve student disagreements.
معلم برای حل اختلاف دانشآموزان، میانجیگری میکند.
she intercedes with her boss for a better working condition.
او برای داشتن شرایط کاری بهتر، با رئیس خود میانجیگری میکند.
the mediator intercedes to facilitate the negotiation process.
میانجیگر برای تسهیل فرآیند مذاکره، میانجیگری میکند.
he intercedes in the community to address local issues.
او در جامعه برای رسیدگی به مسائل محلی، میانجیگری میکند.
the pastor intercedes for the congregation during prayers.
کشیش در هنگام دعا برای جماعت، میانجیگری میکند.
she intercedes with the authorities for better policies.
او برای داشتن سیاستهای بهتر، با مقامات میانجیگری میکند.
he intercedes to help his colleagues meet deadlines.
او برای کمک به همکارانش در رسیدن به مهلتها، میانجیگری میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید