intercepter

[ایالات متحده]/ˈɪntəˌsɛptə/
[بریتانیا]/ˈɪntərˌsɛptər/

ترجمه

n. دستگاه یا شخصی که چیزی را قطع می‌کند، مانند ارتباط یا یک گلوله

عبارات و ترکیب‌ها

intercepter aircraft

هواپیمای رهگیر

intercepter missile

موشک رهگیر

intercepter system

سیستم رهگیر

intercepter radar

رادار رهگیر

intercepter unit

واحد رهگیر

intercepter ship

کشتی رهگیر

intercepter network

شبکه رهگیر

intercepter technology

فناوری رهگیر

intercepter platform

پلتفرم رهگیر

intercepter forces

نیروهای رهگیر

جملات نمونه

the intercepter was deployed to monitor suspicious activities.

این دستگاه رهگیر برای نظارت بر فعالیت‌های مشکوک مستقر شد.

our team designed a new intercepter for improved security.

تیم ما یک دستگاه رهگیر جدید برای افزایش امنیت طراحی کرد.

the intercepter successfully intercepted the incoming threat.

دستگاه رهگیر با موفقیت تهدیدهای ورودی را رهگیری کرد.

she works as an intercepter in the cybersecurity field.

او به عنوان یک رهگیر در زمینه امنیت سایبری کار می‌کند.

the intercepter's speed was crucial during the operation.

سرعت دستگاه رهگیر در طول عملیات بسیار مهم بود.

he was trained to be an effective intercepter during missions.

او برای انجام مأموریت‌ها به عنوان یک رهگیر مؤثر آموزش دید.

the intercepter's technology is state-of-the-art.

فناوری دستگاه رهگیر بسیار پیشرفته است.

they installed a new intercepter to enhance their defense system.

آنها یک دستگاه رهگیر جدید نصب کردند تا سیستم دفاعی خود را ارتقا دهند.

the intercepter played a vital role in the operation's success.

دستگاه رهگیر نقش حیاتی در موفقیت عملیات داشت.

the intercepter's radar can detect objects from miles away.

رادار دستگاه رهگیر می‌تواند اجسام را از مایل‌ها دورتر تشخیص دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید