interceptors

[ایالات متحده]/ˌɪntəˈsɛptəz/
[بریتانیا]/ˌɪntərˈsɛptərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هواپیماهایی که برای رهگیری و نابود کردن هواپیماهای دشمن طراحی شده‌اند

عبارات و ترکیب‌ها

missile interceptors

قطعنامه های موشکی

airborne interceptors

قطعنامه های هوابرد

interceptors system

سیستم قطعنامه

interceptors network

شبکه قطعنامه

ground interceptors

قطعنامه های زمینی

naval interceptors

قطعنامه های دریایی

interceptors deployment

استقرار قطعنامه

interceptors technology

فناوری قطعنامه

interceptors capability

توانایی قطعنامه

interceptors launch

پرتاب قطعنامه

جملات نمونه

the system uses interceptors to monitor data traffic.

سیستم از مسدودکننده‌ها برای نظارت بر ترافیک داده‌ها استفاده می‌کند.

interceptors can enhance security in network communications.

مسدودکننده‌ها می‌توانند امنیت را در ارتباطات شبکه افزایش دهند.

we implemented interceptors to log request details.

ما مسدودکننده‌ها را برای ثبت جزئیات درخواست پیاده‌سازی کردیم.

the application relies on interceptors for error handling.

برنامه برای مدیریت خطاها به مسدودکننده‌ها متکی است.

interceptors can be used to modify http headers.

می‌توان از مسدودکننده‌ها برای تغییر هدرهای HTTP استفاده کرد.

they installed interceptors to improve performance.

آنها مسدودکننده‌ها را برای بهبود عملکرد نصب کردند.

using interceptors helps in debugging applications effectively.

استفاده از مسدودکننده‌ها به طور موثر در اشکال‌زدایی برنامه‌ها کمک می‌کند.

interceptors can be chained together for complex processing.

می‌توان مسدودکننده‌ها را برای پردازش پیچیده به هم متصل کرد.

we need to configure the interceptors correctly.

ما باید مسدودکننده‌ها را به درستی پیکربندی کنیم.

interceptors play a crucial role in middleware architecture.

مسدودکننده‌ها نقش مهمی در معماری میانی‌افزار ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید