intercepts

[ایالات متحده]/ˈɪntəˌsɛpts/
[بریتانیا]/ˈɪntərˌsɛpts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقاطی که یک خط با یک محور تلاقی می‌کند
v. متوقف کردن یا گرفتن چیزی قبل از اینکه به مقصد مورد نظرش برسد

عبارات و ترکیب‌ها

line intercepts

تقاطع خط

intercepts graph

تقاطع نمودار

y-intercepts

عرض از مبدأ

x-intercepts

نقطه تقاطع با محور x

intercepts function

تقاطع تابع

intercepts theorem

قضیه تقاطع

intercepts formula

فرمول تقاطع

intercepts analysis

تجزیه و تحلیل تقاطع

intercepts method

روش تقاطع

intercepts data

داده‌های تقاطع

جملات نمونه

the police intercepts illegal shipments at the border.

پلیس محموله‌های غیرقانونی را در مرز رهگیری می‌کند.

the software intercepts data packets for analysis.

نرم‌افزار بسته‌های داده را برای تجزیه و تحلیل رهگیری می‌کند.

the team intercepts the ball during the game.

تیم توپ را در حین بازی رهگیری می‌کند.

the spy intercepts communications between the enemies.

جاسوس ارتباطات بین دشمنان را رهگیری می‌کند.

the drone intercepts signals from the ground.

پهپاد سیگنال‌ها را از زمین رهگیری می‌کند.

the firewall intercepts unauthorized access attempts.

فایروال تلاش‌های دسترسی غیرمجاز را رهگیری می‌کند.

the athlete intercepts the runner to win the race.

ورزشکار برای برنده شدن در مسابقه، دونده را رهگیری می‌کند.

the agent intercepts the package before it is delivered.

مامور بسته را قبل از تحویل رهگیری می‌کند.

the interception of the message was crucial for the mission.

رهگیری پیام برای انجام مأموریت بسیار مهم بود.

the teacher intercepts the student's distraction during class.

معلم حواس‌پرتی دانش‌آموز را در طول کلاس درس رهگیری می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید