intercepting

[ایالات متحده]/[ˌɪntəˈseptɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˌɪntərˈseptɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. جلوگیری از یک سیگنال.
n. جلوگیری.
v. متوقف کردن یا مانع شدن از عبور چیزی؛ قرار گرفتن بین دو چیز؛ در ورزش، مانع شدن از پاس یا ضربه دشمن.

عبارات و ترکیب‌ها

intercepting pass

پیگیری پاس

intercepting signal

پیگیری سیگنال

intercepting calls

پیگیری تماس ها

intercepting data

پیگیری داده ها

intercepting traffic

پیگیری ترافیک

intercepting email

پیگیری ایمیل

intercepting message

پیگیری پیام

intercepting flight

پیگیری پرواز

intercepting request

پیگیری درخواست

intercepting attempt

پیگیری تلاش

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید