intercom

[ایالات متحده]/ˈɪntəkɒm/
[بریتانیا]/ˈɪntərkɑːm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آیفون داخلی; دستگاه ارتباط داخلی.
Word Forms
جمعintercoms

عبارات و ترکیب‌ها

intercommunication system

سیستم ارتباطات داخلی

intercom system

سیستم داخلی

جملات نمونه

They waited for 10 minutes until a crackly voice told them over the intercom that the tower had been hit.

آنها ده دقیقه منتظر ماندند تا صدای خش خش‌دار از طریق اینترکام به آنها اطلاع داد که برج مورد اصابت قرار گرفته است.

The firdt officer immediately jumped on the intercom and announced,:ladies and gentlemen,our airlin would like to appologize for the captain's rough landing.

افسر اول بلافاصله به اینترکام پرید و اعلام کرد: خانم‌ها و آقایان، خط هوایی ما برای فرود سخت کاپیتان عذرخواهی می‌کند.

The intercom crackled with static.

اینترکام با صدای استاتیک همراه بود.

She buzzed me through the intercom.

او با استفاده از اینترکام اجازه عبور من را داد.

The intercom system in the building is not working.

سیستم اینترکام در ساختمان کار نمی‌کند.

He picked up the intercom to speak to the receptionist.

او اینترکام را برداشت تا با پذیرش تلفنی صحبت کند.

The intercom allows communication between different rooms.

اینترکام امکان برقراری ارتباط بین اتاق‌های مختلف را فراهم می‌کند.

Please use the intercom to contact security.

لطفاً از اینترکام برای تماس با امنیت استفاده کنید.

The intercom is a vital part of the security system.

اینترکام بخشی حیاتی از سیستم امنیتی است.

The intercom is used for announcements in the school.

اینترکام برای اعلام در مدرسه استفاده می‌شود.

She pressed the button on the intercom to call for help.

او برای درخواست کمک دکمه اینترکام را فشار داد.

The intercom was installed for easier communication in the office.

اینترکام برای برقراری ارتباط آسان‌تر در دفتر نصب شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید