intercoms

[ایالات متحده]/ˈɪntəˌkɒmz/
[بریتانیا]/ˈɪntərˌkɑmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سیستم‌های ارتباطات داخلی

عبارات و ترکیب‌ها

wireless intercoms

اینترکام‌های بی‌سیم

digital intercoms

اینترکام‌های دیجیتال

intercoms system

سیستم اینترکام

video intercoms

اینترکام‌های تصویری

intercoms installation

نصب اینترکام

smart intercoms

اینترکام‌های هوشمند

intercoms features

ویژگی‌های اینترکام

intercoms communication

ارتباط اینترکام

intercoms solutions

راه حل‌های اینترکام

intercoms technology

فناوری اینترکام

جملات نمونه

the intercoms in the building allow for easy communication.

اینترکام‌های موجود در ساختمان امکان برقراری ارتباط آسان را فراهم می‌کنند.

we installed new intercoms for better security.

ما اینترکام‌های جدیدی برای افزایش امنیت نصب کردیم.

the intercoms were malfunctioning during the event.

اینترکام‌ها در طول رویداد دچار نقص فنی شده بودند.

can you hear me through the intercoms?

آیا صدای من را از طریق اینترکام‌ها می‌شنوید؟

intercoms are essential in large office spaces.

اینترکام‌ها در فضاهای اداری بزرگ ضروری هستند.

she spoke softly into the intercoms.

او به آرامی با اینترکام‌ها صحبت کرد.

intercoms help maintain privacy in shared spaces.

اینترکام‌ها به حفظ حریم خصوصی در فضاهای مشترک کمک می‌کنند.

they upgraded the intercoms to a wireless system.

آنها اینترکام‌ها را به یک سیستم بی‌سیم ارتقا دادند.

intercoms can connect multiple rooms in a house.

اینترکام‌ها می‌توانند چندین اتاق را در یک خانه به هم متصل کنند.

using intercoms can reduce the need for physical meetings.

استفاده از اینترکام‌ها می‌تواند نیاز به جلسات حضوری را کاهش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید