intercostal

[ایالات متحده]/ˌɪntəˈkɒstəl/
[بریتانیا]/ˌɪntərˈkɑːstl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به فضاهای بین دنده‌ها
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

intercostal muscles

عضلات بین دنده ای

intercostal nerves

اعصاب بین دنده ای

intercostal space

فضای بین دنده ای

intercostal pain

درد بین دنده ای

intercostal arteries

شریان های بین دنده ای

intercostal breathing

تنفس بین دنده ای

intercostal block

مسدود شدن بین دنده ای

intercostal ligament

رباط بین دنده ای

intercostal region

منطقه بین دنده ای

intercostal stretch

کشیدگی بین دنده ای

جملات نمونه

the intercostal muscles are essential for breathing.

ماهیت بین دنده ای برای تنفس ضروری است.

doctors often examine the intercostal area for abnormalities.

پزشکان اغلب ناحیه بین دنده ای را برای بررسی وجود ناهنجاری ها معاینه می کنند.

intercostal nerve blocks can relieve pain.

مسدود کردن عصب بین دنده ای می تواند باعث تسکین درد شود.

she felt discomfort in her intercostal region.

او ناراحتی در ناحیه بین دنده ای خود احساس کرد.

intercostal spaces can be measured during a physical exam.

فضای بین دنده ای را می توان در طول معاینه فیزیکی اندازه گیری کرد.

he suffered an injury to his intercostal muscles.

او دچار آسیب به ماهیچه های بین دنده ای خود شد.

intercostal breathing techniques can improve lung capacity.

تکنیک های تنفس بین دنده ای می تواند ظرفیت ریه را بهبود بخشد.

understanding intercostal anatomy is important for medical students.

درک آناتومی بین دنده ای برای دانشجویان پزشکی مهم است.

intercostal pain can sometimes be mistaken for heart issues.

درد بین دنده ای گاهی اوقات می تواند با مشکلات قلبی اشتباه گرفته شود.

she learned about intercostal muscles in her anatomy class.

او در کلاس آناتومی خود در مورد ماهیچه های بین دنده ای یاد گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید