interlayer

[ایالات متحده]/ˈɪntəleɪə/
[بریتانیا]/ˈɪntərˌleɪər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لایه‌ای بین دو لایه دیگر؛ به‌طور خاص، لایه‌ای که در فرآیندهای شیمیایی استفاده می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

interlayer adhesion

چسبندگی بین لایه ای

interlayer bonding

اتصال بین لایه ای

interlayer thickness

ضخامت بین لایه ای

interlayer material

مواد بین لایه ای

interlayer stress

تنش بین لایه ای

interlayer interface

سطح تماس بین لایه ای

interlayer insulation

عایق بین لایه ای

interlayer separation

جداسازی بین لایه ای

interlayer function

عملکرد بین لایه ای

interlayer design

طراحی بین لایه ای

جملات نمونه

the interlayer between the glass panes provides insulation.

لایه میانی بین صفحات شیشه ای عایق بندی را فراهم می کند.

we need to add an interlayer for better soundproofing.

ما به یک لایه میانی برای عایق صوتی بهتر نیاز داریم.

the interlayer can enhance the structural integrity of the material.

لایه میانی می تواند یکپارچگی ساختاری مواد را افزایش دهد.

they used an interlayer of foam to reduce vibrations.

آنها از یک لایه میانی فوم برای کاهش ارتعاشات استفاده کردند.

in multilayer systems, the interlayer plays a crucial role.

در سیستم های چند لایه، لایه میانی نقش مهمی ایفا می کند.

the interlayer acts as a barrier against moisture.

لایه میانی به عنوان یک سد در برابر رطوبت عمل می کند.

engineers studied the effects of the interlayer on performance.

مهندسان اثرات لایه میانی بر عملکرد را مطالعه کردند.

the interlayer is essential for maintaining temperature control.

لایه میانی برای حفظ کنترل دما ضروری است.

choosing the right interlayer can improve durability.

انتخاب لایه میانی مناسب می تواند دوام را بهبود بخشد.

the interlayer helps to bond different materials together.

لایه میانی به چسباندن مواد مختلف به یکدیگر کمک می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید