| زمان گذشته | intermarried |
| قسمت سوم فعل | intermarried |
| صفت یا فعل حال استمراری | intermarrying |
| شکل سوم شخص مفرد | intermarries |
intermarry often
اَزواج کردن اغلب
intermarry within
اَزواج کردن در داخل
intermarry freely
اَزواج کردن آزادانه
intermarry across
اَزواج کردن در سراسر
intermarry culturally
اَزواج کردن به صورت فرهنگی
intermarry frequently
اَزواج کردن به طور مکرر
intermarry strategically
اَزواج کردن به صورت استراتژیک
intermarry historically
اَزواج کردن به صورت تاریخی
intermarry socially
اَزواج کردن به صورت اجتماعی
intermarry traditionally
اَزواج کردن به صورت سنتی
many cultures encourage their members to intermarry.
بسیاری از فرهنگها تشویق میکنند که اعضای آنها با یکدیگر ازدواج کنند.
in some regions, different ethnic groups often intermarry.
در برخی مناطق، گروههای قومی مختلف اغلب با یکدیگر ازدواج میکنند.
intermarrying can strengthen community ties.
ازدواج با افراد از فرهنگهای مختلف میتواند پیوندهای اجتماعی را تقویت کند.
historically, royal families would intermarry to secure alliances.
در طول تاریخ، خانوادههای سلطنتی برای تأمین اتحاد با یکدیگر ازدواج میکردند.
they decided to intermarry to preserve their cultural heritage.
آنها تصمیم گرفتند برای حفظ میراث فرهنگی خود با یکدیگر ازدواج کنند.
some believe that intermarrying can lead to genetic diversity.
برخی معتقدند که ازدواج با افراد از فرهنگهای مختلف میتواند منجر به تنوع ژنتیکی شود.
they often intermarry to strengthen their familial connections.
آنها اغلب برای تقویت ارتباطات خانوادگی خود با یکدیگر ازدواج میکنند.
intermarrying is seen as a way to unite different communities.
ازدواج با افراد از فرهنگهای مختلف به عنوان راهی برای متحد کردن جوامع مختلف دیده میشود.
intermarry often
اَزواج کردن اغلب
intermarry within
اَزواج کردن در داخل
intermarry freely
اَزواج کردن آزادانه
intermarry across
اَزواج کردن در سراسر
intermarry culturally
اَزواج کردن به صورت فرهنگی
intermarry frequently
اَزواج کردن به طور مکرر
intermarry strategically
اَزواج کردن به صورت استراتژیک
intermarry historically
اَزواج کردن به صورت تاریخی
intermarry socially
اَزواج کردن به صورت اجتماعی
intermarry traditionally
اَزواج کردن به صورت سنتی
many cultures encourage their members to intermarry.
بسیاری از فرهنگها تشویق میکنند که اعضای آنها با یکدیگر ازدواج کنند.
in some regions, different ethnic groups often intermarry.
در برخی مناطق، گروههای قومی مختلف اغلب با یکدیگر ازدواج میکنند.
intermarrying can strengthen community ties.
ازدواج با افراد از فرهنگهای مختلف میتواند پیوندهای اجتماعی را تقویت کند.
historically, royal families would intermarry to secure alliances.
در طول تاریخ، خانوادههای سلطنتی برای تأمین اتحاد با یکدیگر ازدواج میکردند.
they decided to intermarry to preserve their cultural heritage.
آنها تصمیم گرفتند برای حفظ میراث فرهنگی خود با یکدیگر ازدواج کنند.
some believe that intermarrying can lead to genetic diversity.
برخی معتقدند که ازدواج با افراد از فرهنگهای مختلف میتواند منجر به تنوع ژنتیکی شود.
they often intermarry to strengthen their familial connections.
آنها اغلب برای تقویت ارتباطات خانوادگی خود با یکدیگر ازدواج میکنند.
intermarrying is seen as a way to unite different communities.
ازدواج با افراد از فرهنگهای مختلف به عنوان راهی برای متحد کردن جوامع مختلف دیده میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید