interregnum

[ایالات متحده]/ˌɪntə'regnəm/
[بریتانیا]/ˌɪntɚ'rɛɡnəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوره زمانی بین پایان یک سلطنت یا رژیم و آغاز دیگری؛ توقف؛ دوره انتقالی.
Word Forms

جملات نمونه

During the interregnum, the country was in a state of uncertainty.

در دوره میان‌فترت، کشور در حالة عدم اطمینان بود.

The interregnum between the old CEO leaving and the new one starting was a chaotic time.

فاصله زمانی بین رفتن مدیرعامل قبلی و شروع به کار مدیرعامل جدید، زمانی آشفته بود.

The interregnum allowed for new ideas and perspectives to emerge.

فاصله زمانی، اجازه داد تا ایده‌ها و دیدگاه‌های جدیدی مطرح شوند.

The interregnum lasted for several months before a new leader was chosen.

چند ماه طول کشید تا یک رهبر جدید انتخاب شود.

The interregnum period was marked by political instability and unrest.

دوره فاصله زمانی با بی‌ثباتی سیاسی و ناآرامی مشخص شد.

During the interregnum, there was a power vacuum in the government.

در طول دوره میان‌فترت، خلأ قدرت در دولت وجود داشت.

The interregnum was a time of transition and change for the organization.

فاصله زمانی دوره‌ای از گذار و تغییر برای سازمان بود.

The interregnum ended when the new monarch was crowned.

فاصله زمانی زمانی به پایان رسید که پادشاه جدید تاج‌گذاری کرد.

The interregnum was a period of uncertainty and instability in the company.

فاصله زمانی دوره‌ای از عدم اطمینان و بی‌ثباتی در شرکت بود.

The interregnum provided an opportunity for reflection and reassessment.

فاصله زمانی فرصتی برای تفکر و ارزیابی مجدد فراهم کرد.

نمونه‌های واقعی

St. Edward's Crown was made in 1661 for Charles II to replace the crown melted down by parliamentarians during the interregnum.

تاج سنت ادواردز در سال 1661 برای چارلز دوم ساخته شد تا جایگزین تاجی شود که توسط پارلمان‌نشینان در دوران میان‌دوره‌ای ذوب شده بود.

منبع: Selected English short passages

" The whole point of recreating the regalia and making it look as much as possible like the originals is to gloss over the interregnum, " says Walkling.

«هدف اصلی از بازسازی اشیاء سلطنتی و جلوه دادن آن ها تا حد امکان مشابه نمونه های اصلی، پوشاندن دوران میان‌دوره‌ای است،» والکلینگ می گوید.

منبع: Selected English short passages

Minister Adams happened on a political interregnum owing to Lord Palmerston's personal influence from 1860 to 1865; but this political interregnum was less marked than the social still-stand during the same years.

وزیر آدامز به طور اتفاقی با یک میان‌دوره‌ی سیاسی به دلیل نفوذ شخصی لرد پالمرستون از سال 1860 تا 1865 مواجه شد؛ اما این میان‌دوره‌ی سیاسی کمتر از بن‌بست اجتماعی در همان سال‌ها برجسته بود.

منبع: The Education of Henry Adams (Part Two)

Braverman has mostly dodged scrutiny since she returned to the Home Office after a brief interregnum when Liz Truss was defenestrated but she was forced to the dispatch box this week to defend the government's policies.

براورمن از زمان بازگشت به وزارت کشور پس از یک میان‌دوره‌ی کوتاه در زمان استعفای لیز تروس، بیشتر از زیر سوال رفتن فرار کرده است، اما این هفته مجبور شد برای دفاع از سیاست‌های دولت در جایگاه سخنرانی حاضر شود.

منبع: Financial Times Podcast

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید