intestates

[ایالات متحده]/ɪnˈtesteɪt/
[بریتانیا]/ɪnˈtesteɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون وصیت
n. شخص متوفی که وصیتی از خود به جا نگذاشته است

جملات نمونه

his brother's posthumous children are admissible as intestate heirs.

فرزندان متوفای برادرش به عنوان وارثان بدون وصیت قابل قبول هستند.

The gathering together of properties to ensure an equal division of the total for distribution,as among the heirs of an intestate parent.

گردآوری دارایی‌ها برای اطمینان از تقسیم برابر کل، مانند بین وارثان یک والدین فوت شده.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید