| جمع | testates |
testate will
وصیتنامه
testate estate
مال غیر منقول
testate succession
وراثت
testate laws
قوانین مربوط به وصیت
testate beneficiaries
ذینفعان
testate probate
احراز وصیت
testate executor
اجر کننده وصیت
testate documents
اسناد وصیت
testate declaration
اظهارنامه وصیت
testate provisions
مفاد وصیت
he decided to die testate to ensure his wishes were honored.
او تصمیم گرفت با داشتن وصیتنامه بمیرد تا اطمینان حاصل شود که خواسته هایش مورد احترام قرار می گیرد.
it is important to be testate to avoid disputes among heirs.
برای جلوگیری از اختلافات بین وارثان مهم است که دارای وصیتنامه باشید.
she was glad to know her father had died testate.
او از اینکه پدرش با داشتن وصیتنامه فوت کرده بود خوشحال بود.
many people choose to be testate for peace of mind.
بسیاری از مردم برای آرامش خیال وصیتنامه تنظیم میکنند.
the lawyer advised him to remain testate to protect his assets.
وکیل به او توصیه کرد تا از دارایی های خود محافظت کند، وصیتنامه داشته باشد.
being testate can simplify the probate process significantly.
داشتن وصیتنامه می تواند فرآیند تصدیق را به طور قابل توجهی ساده کند.
she felt relieved knowing she was testate before her surgery.
او احساس راحتی کرد وقتی قبل از جراحی خود وصیتنامه داشت.
they discussed the importance of being testate during their estate planning.
آنها در مورد اهمیت وصیتنامه در طول برنامه ریزی املاک خود بحث کردند.
he had a testate will that clearly outlined his final wishes.
او یک وصیتنامه داشت که خواسته های نهایی او را به وضوح بیان می کرد.
to be testate is a responsible step for anyone with significant assets.
داشتن وصیتنامه یک گام مسئولانه برای هر کسی با دارایی های قابل توجه است.
testate will
وصیتنامه
testate estate
مال غیر منقول
testate succession
وراثت
testate laws
قوانین مربوط به وصیت
testate beneficiaries
ذینفعان
testate probate
احراز وصیت
testate executor
اجر کننده وصیت
testate documents
اسناد وصیت
testate declaration
اظهارنامه وصیت
testate provisions
مفاد وصیت
he decided to die testate to ensure his wishes were honored.
او تصمیم گرفت با داشتن وصیتنامه بمیرد تا اطمینان حاصل شود که خواسته هایش مورد احترام قرار می گیرد.
it is important to be testate to avoid disputes among heirs.
برای جلوگیری از اختلافات بین وارثان مهم است که دارای وصیتنامه باشید.
she was glad to know her father had died testate.
او از اینکه پدرش با داشتن وصیتنامه فوت کرده بود خوشحال بود.
many people choose to be testate for peace of mind.
بسیاری از مردم برای آرامش خیال وصیتنامه تنظیم میکنند.
the lawyer advised him to remain testate to protect his assets.
وکیل به او توصیه کرد تا از دارایی های خود محافظت کند، وصیتنامه داشته باشد.
being testate can simplify the probate process significantly.
داشتن وصیتنامه می تواند فرآیند تصدیق را به طور قابل توجهی ساده کند.
she felt relieved knowing she was testate before her surgery.
او احساس راحتی کرد وقتی قبل از جراحی خود وصیتنامه داشت.
they discussed the importance of being testate during their estate planning.
آنها در مورد اهمیت وصیتنامه در طول برنامه ریزی املاک خود بحث کردند.
he had a testate will that clearly outlined his final wishes.
او یک وصیتنامه داشت که خواسته های نهایی او را به وضوح بیان می کرد.
to be testate is a responsible step for anyone with significant assets.
داشتن وصیتنامه یک گام مسئولانه برای هر کسی با دارایی های قابل توجه است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید