intime

[ایالات متحده]/ˈɪn.tɪm/
[بریتانیا]/ˈɪn.tɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. صمیمی، نزدیک
n. حریم خصوصی، صمیمیت
Word Forms
جمعintimes

عبارات و ترکیب‌ها

intime delivery

تحویل به موقع

intime response

پاسخ به موقع

intime communication

ارتباط به موقع

intime updates

به‌روزرسانی‌های به موقع

intime payment

پرداخت به موقع

intime feedback

بازخورد به موقع

intime assistance

کمک به موقع

intime support

حمایت به موقع

intime coordination

هماهنگی به موقع

intime notification

اعلان به موقع

جملات نمونه

we need to stay intime with our clients' needs.

ما باید با نیازهای مشتریانمان همگام باشیم.

it's important to be intime with the latest trends.

مهم است که با آخرین روندها همگام باشیم.

she always tries to keep intime with her friends.

او همیشه سعی می کند با دوستانش همگام باشد.

to succeed, you must be intime with industry changes.

برای موفقیت، شما باید با تغییرات صنعت همگام باشید.

they are intime in their communication style.

آنها در سبک ارتباطی خود به روز هستند.

being intime with your team fosters collaboration.

همگام بودن با تیم شما باعث ایجاد همکاری می شود.

we should remain intime throughout the project.

ما باید در طول پروژه همگام بمانیم.

he likes to stay intime with his family traditions.

او دوست دارد با سنت های خانوادگی خود همگام باشد.

it's essential to be intime with your goals.

همراه بودن با اهداف خود ضروری است.

they work hard to stay intime with technological advances.

آنها سخت تلاش می کنند تا با پیشرفت های فناوری همگام باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید