intr

[ایالات متحده]/intr/
[بریتانیا]/intr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. معرفی کردن؛ معرفی کننده؛ معرفی شده؛ غیر transitiv.
شکل‌های واژه
صفت عالیintrest

عبارات و ترکیب‌ها

introduce yourself

خودت را معرفی کن

intrusive thoughts

افکار ناخواسته

intrinsic value

ارزش ذاتی

intrinsically

به طور ذاتی

intrude on

درگیر شدن با

intrusion into

درگیر شدن با

introspective

خودآگاه

introvert personality

شخصیت خونوادگی

make introductions

معرفی کن

intrude upon

درگیر شدن با

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید