intraocular

[ایالات متحده]/ˌɪntrəˈɒkjʊlə/
[بریتانیا]/ˌɪntrəˈɑkjələr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به داخل چشم

عبارات و ترکیب‌ها

intraocular pressure

فشار داخل چشم

intraocular lens

لنزی داخل چشمی

intraocular injection

تزریق داخل چشمی

intraocular fluid

مایع داخل چشمی

intraocular surgery

جراحی داخل چشمی

intraocular device

دستگاه داخل چشمی

intraocular examination

معاینه داخل چشمی

intraocular inflammation

التهاب داخل چشمی

intraocular imaging

تصویربرداری داخل چشمی

intraocular diagnosis

تشخیص داخل چشمی

جملات نمونه

the intraocular pressure was measured during the eye exam.

فشار داخل چشم در طول معاینه چشم انداز گیری شد.

intraocular lenses can improve vision after cataract surgery.

لنزهای داخل چشمی می‌توانند بینایی را پس از جراحی آب مروارید بهبود بخشند.

doctors monitor intraocular fluid levels to prevent complications.

پزشکان سطح مایع داخل چشمی را برای جلوگیری از عوارض رصد می‌کنند.

intraocular devices are used to treat glaucoma effectively.

دستگاه‌های داخل چشمی برای درمان گلوکوم به طور مؤثر استفاده می‌شوند.

she underwent an intraocular injection to treat her eye condition.

او برای درمان مشکل چشمی خود تحت تزریق داخل چشمی قرار گرفت.

intraocular surgery requires precise techniques and equipment.

جراحی داخل چشمی نیاز به تکنیک‌ها و تجهیزات دقیق دارد.

the study focused on intraocular pressure fluctuations in patients.

این مطالعه بر نوسانات فشار داخل چشم در بیماران تمرکز داشت.

intraocular inflammation can lead to serious vision problems.

التهاب داخل چشمی می‌تواند منجر به مشکلات جدی بینایی شود.

regular check-ups help monitor intraocular health.

معاینات منظم به رصد سلامت داخل چشم کمک می‌کنند.

new technologies are improving intraocular treatment options.

فناوری‌های جدید در حال بهبود گزینه‌های درمانی داخل چشمی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید