extraocular

[ایالات متحده]/ˌɛkstrəʊˈɒkjʊlə/
[بریتانیا]/ˌɛkstrəˈɑkjəlɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. (واقع شده یا اتفاق افتاده) در خارج از چشم

عبارات و ترکیب‌ها

extraocular muscles

عضلات خارج چشمی

extraocular movement

حرکت خارج چشمی

extraocular space

فضای خارج چشمی

extraocular function

عملکرد خارج چشمی

extraocular signs

علائم خارج چشمی

extraocular examination

معاینه خارج چشمی

extraocular pressure

فشار خارج چشمی

extraocular pathology

پاتولوژی خارج چشمی

extraocular reflexes

رفلکس‌های خارج چشمی

extraocular disorders

اختلالات خارج چشمی

جملات نمونه

extraocular movements are essential for proper eye function.

حرکات چشمانی خارج از حد مسئولانه برای عملکرد صحیح چشم ضروری هستند.

doctors often assess extraocular muscle strength during an eye exam.

پزشکان اغلب قدرت عضلات خارج چشم را در طول معاینه چشم ارزیابی می کنند.

extraocular pressure can indicate underlying health issues.

فشار خارج چشم می تواند نشان دهنده مشکلات بهداشتی زمینه‌ای باشد.

she experienced extraocular pain after the injury.

او پس از آسیب، درد خارج چشم را تجربه کرد.

understanding extraocular anatomy is important for surgeons.

درک آناتومی خارج چشم برای جراحان مهم است.

extraocular muscles control the movement of the eyeball.

عضلات خارج چشم، حرکت کره چشم را کنترل می کنند.

issues with extraocular function can lead to double vision.

مشکلات عملکرد خارج چشم می تواند منجر به دوبینی شود.

he was referred to a specialist for extraocular assessment.

او برای ارزیابی خارج چشم به یک متخصص ارجاع داده شد.

extraocular symptoms may accompany various neurological disorders.

علائم خارج چشم ممکن است با اختلالات عصبی مختلف همراه باشد.

she learned about extraocular reflexes during her studies.

او در طول تحصیل خود در مورد رفلکس های خارج چشم یاد گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید