inutilities

[ایالات متحده]/ɪnˈjuːtɪlɪtiz/
[بریتانیا]/ɪnˈjuːtɪlɪtz/

ترجمه

n. بی‌فایدگی; عدم کاربرد; چیزها یا اشخاصی که هیچ فایده‌ای ندارند

عبارات و ترکیب‌ها

inutilities abound

وجود کمبودها فراوان است

address inutilities

رسیدگی به کمبودها

avoid inutilities

اجتناب از کمبودها

inutilities exist

کمبودها وجود دارند

recognize inutilities

تشخیص کمبودها

inutilities discussed

بحث در مورد کمبودها

list inutilities

فهرست کمبودها

inutilities removed

حذف کمبودها

inutilities identified

شناسایی کمبودها

inutilities ignored

نادیده گرفتن کمبودها

جملات نمونه

the inutilities of excessive paperwork are often overlooked.

معایب کاغذکشی بیش از حد اغلب نادیده گرفته می‌شوند.

we need to eliminate the inutilities in our processes.

ما باید ناکارآمدی‌ها را در فرآیندهای خود حذف کنیم.

many inutilities can be found in outdated systems.

بسیاری از ناکارآمدی‌ها را می‌توان در سیستم‌های قدیمی یافت.

identifying inutilities can lead to greater efficiency.

شناسایی ناکارآمدی‌ها می‌تواند منجر به افزایش بهره‌وری شود.

the project was delayed due to various inutilities.

به دلیل وجود ناکارآمدی‌های مختلف، پروژه به تعویق افتاد.

inutilities in communication can cause misunderstandings.

ناکافی بودن ارتباطات می‌تواند باعث سوء تفاهم شود.

addressing inutilities is crucial for success.

رسیدگی به ناکارآمدی‌ها برای موفقیت بسیار مهم است.

we should focus on removing inutilities from our strategy.

ما باید بر حذف ناکارآمدی‌ها از استراتژی خود تمرکز کنیم.

the inutilities of the old plan became apparent during the review.

معایب طرح قدیمی در طول بررسی آشکار شد.

his report highlighted the inutilities of the current approach.

گزارش او بر ناکارآمدی روش فعلی تأکید کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید