uselessness

[ایالات متحده]/'ju:slisnis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عدم استفاده یا اثرگذاری

جملات نمونه

the uselessness of the old technology

بی‌فایده بودن فناوری‌های قدیمی

a sense of uselessness in the job

حس بی‌فایده بودن در شغل

the uselessness of arguing with him

بی‌فایده بودن بحث با او

the feeling of uselessness can be overwhelming

احساس بی‌فایده بودن می‌تواند طاقت‌فرسا باشد

realizing the uselessness of worrying

متوجه شدن بی‌فایده بودن نگرانی

the uselessness of trying to change his mind

بی‌فایده بودن تلاش برای تغییر نظر او

a deep sense of uselessness in the situation

حس عمیق بی‌فایده بودن در این وضعیت

the uselessness of dwelling on the past

بی‌فایده بودن غرق شدن در گذشته

overcoming feelings of uselessness

غلبه بر احساسات بی‌فایده بودن

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید