invaginates

[ایالات متحده]/ɪnˈvædʒ.ɪ.neɪt/
[بریتانیا]/ɪnˈvædʒ.ɪ.neɪt/

ترجمه

v. در یک غلاف پیچیدن یا وارد کردن؛ محصور کردن یا به سمت داخل تا کردن

عبارات و ترکیب‌ها

invaginate tissue

فتق بافت

invaginate the membrane

فتق غشا

invaginate the skin

فتق پوست

invaginate structures

فتق ساختارها

invaginate folds

فتق چین‌ها

invaginate layers

فتق لایه‌ها

invaginate cells

فتق سلول‌ها

invaginate organs

فتق اندام‌ها

invaginate tissue layers

فتق لایه‌های بافت

invaginate the pouch

فتق کیسه

جملات نمونه

in some species, the leaves invaginate to protect the buds.

در برخی از گونه‌ها، برگ‌ها برای محافظت از جوانه ها به داخل فرورفتگی دارند.

the process of invaginating the membrane is crucial for cell division.

فرآیند فرورفتگی غشا برای تقسیم سلولی بسیار مهم است.

during development, the tissue can invaginate to form new structures.

در طول رشد، بافت می‌تواند برای تشکیل ساختارهای جدید به داخل فرورفتگی داشته باشد.

scientists observed how the skin can invaginate in response to pressure.

محققان مشاهده کردند که چگونه پوست در پاسخ به فشار می‌تواند به داخل فرورفتگی داشته باشد.

in certain organisms, the gut can invaginate to increase surface area.

در برخی از موجودات، روده می‌تواند برای افزایش سطح آن به داخل فرورفتگی داشته باشد.

when the tissue invaginates, it can lead to various health issues.

هنگامی که بافت به داخل فرورفتگی دارد، می‌تواند منجر به مشکلات سلامتی مختلف شود.

invaginate the edges of the fabric to create a seamless finish.

لبه‌های پارچه را به داخل فرورفتگی دهید تا یک پوشش یکپارچه ایجاد شود.

in geology, certain rock formations can invaginate over time.

در زمین‌شناسی، برخی از ساختارهای سنگی می‌توانند در طول زمان به داخل فرورفتگی داشته باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید