inveigles me
فریب میدهد مرا
inveigles others
فریب میدهد دیگران را
inveigles into
وارد میکند
inveigles you
فریب میدهد شما را
inveigles them
فریب میدهد آنها را
inveigles away
دور میکند
inveigles with charm
با جذابیت فریب میدهد
inveigles to stay
تشویق به ماندن میکند
inveigles for help
برای کمکخواهی فریب میدهد
inveigles into action
به اقدام ترغیب میکند
he tried to inveigle her into signing the contract.
او سعی کرد او را متقاعد کند تا قرارداد را امضا کند.
they often inveigle people into their schemes.
آنها اغلب مردم را در طرحهای خود فریب میدهند.
she was careful not to inveigle her friends into trouble.
او مراقب بود تا دوستانش را در مشکلی نیاندازد.
the salesman tried to inveigle customers with false promises.
فروشنده سعی کرد با وعدههای دروغ مشتریان را فریب دهد.
she managed to inveigle her way into the exclusive club.
او توانست به روش خود وارد باشگاه انحصاری شود.
he was known to inveigle his friends into risky investments.
او به فریب دادن دوستانش برای سرمایهگذاریهای پرخطر معروف بود.
they attempted to inveigle the committee with their persuasive arguments.
آنها تلاش کردند با استدلالهای متقاعد کننده کمیته را فریب دهند.
inveigles me
فریب میدهد مرا
inveigles others
فریب میدهد دیگران را
inveigles into
وارد میکند
inveigles you
فریب میدهد شما را
inveigles them
فریب میدهد آنها را
inveigles away
دور میکند
inveigles with charm
با جذابیت فریب میدهد
inveigles to stay
تشویق به ماندن میکند
inveigles for help
برای کمکخواهی فریب میدهد
inveigles into action
به اقدام ترغیب میکند
he tried to inveigle her into signing the contract.
او سعی کرد او را متقاعد کند تا قرارداد را امضا کند.
they often inveigle people into their schemes.
آنها اغلب مردم را در طرحهای خود فریب میدهند.
she was careful not to inveigle her friends into trouble.
او مراقب بود تا دوستانش را در مشکلی نیاندازد.
the salesman tried to inveigle customers with false promises.
فروشنده سعی کرد با وعدههای دروغ مشتریان را فریب دهد.
she managed to inveigle her way into the exclusive club.
او توانست به روش خود وارد باشگاه انحصاری شود.
he was known to inveigle his friends into risky investments.
او به فریب دادن دوستانش برای سرمایهگذاریهای پرخطر معروف بود.
they attempted to inveigle the committee with their persuasive arguments.
آنها تلاش کردند با استدلالهای متقاعد کننده کمیته را فریب دهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید