inventivenesses

[ایالات متحده]/ɪnˈvɛntɪvnəsɪz/
[بریتانیا]/ɪnˈvɛntɪvnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت اختراعی بودن؛ خلاقیت

عبارات و ترکیب‌ها

creative inventivenesses

خلاقیت‌های نوآورانه

artistic inventivenesses

خلاقیت‌های هنری

technological inventivenesses

خلاقیت‌های فناورانه

innovative inventivenesses

خلاقیت‌های نوآورانه

practical inventivenesses

خلاقیت‌های کاربردی

intellectual inventivenesses

خلاقیت‌های فکری

scientific inventivenesses

خلاقیت‌های علمی

cultural inventivenesses

خلاقیت‌های فرهنگی

business inventivenesses

خلاقیت‌های تجاری

social inventivenesses

خلاقیت‌های اجتماعی

جملات نمونه

her inventivenesses led to groundbreaking discoveries in science.

خلاقیت‌های او منجر به کشف‌های پیشگامانه در علم شد.

they praised his inventivenesses in solving complex problems.

آنها از نبوغ او در حل مشکلات پیچیده ستایش کردند.

the team's inventivenesses resulted in a successful product launch.

خلاقیت‌های تیم منجر به عرضه موفقیت‌آمیز محصول شد.

her inventivenesses shone through in her artistic creations.

خلاقیت‌های او در آثار هنری‌اش به خوبی نمایان بود.

his inventivenesses inspired others to think outside the box.

خلاقیت‌های او دیگران را به تفکر خارج از چارچوب تشویق کرد.

they encouraged inventivenesses among the students in the workshop.

آنها خلاقیت را در بین دانشجویان در کارگاه تشویق کردند.

inventivenesses in technology have changed the way we live.

خلاقیت در فناوری نحوه زندگی ما را تغییر داده است.

her inventivenesses were evident in her innovative designs.

خلاقیت‌های او در طرح‌های نوآورانه او آشکار بود.

we need to foster inventivenesses in our children from a young age.

ما باید خلاقیت را از سنین پایین در کودکان خود پرورش دهیم.

the inventivenesses of the engineers led to a more efficient system.

خلاقیت مهندسان منجر به یک سیستم کارآمدتر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید