genius

[ایالات متحده]/ˈdʒiːniəs/
[بریتانیا]/ˈdʒiːniəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.天才、才能;精神。

عبارات و ترکیب‌ها

creative genius

خلاقیت ناب

universal genius

نابغه جهان‌شمول

stroke of genius

ایده ناب

genius loci

روح مکان

جملات نمونه

He is a musical genius

او یک نابغهٔ موسیقی است

She has a genius for mathematics

او در ریاضیات استعداد ذاتی دارد

The inventor was a creative genius

مخترع یک نابغهٔ خلاق بود

Genius often comes with hard work

نابغه اغلب با تلاش زیاد همراه است

His genius was recognized by all

نابغهٔ او توسط همه به رسمیت شناخته شد

Genius is one percent inspiration and ninety-nine percent perspiration

نابغه یک درصد الهام و نود و نه درصد تلاش است

The genius of the artist was evident in every brushstroke

نابغهٔ هنرمند در هر ضربه قلم مو آشکار بود

She has a genius for problem-solving

او در حل مسئله استعداد ذاتی دارد

The genius of the scientist revolutionized the field

نابغهٔ دانشمند، این حوزه را متحول کرد

Genius is the ability to put into effect what is in your mind

نابغه توانایی تبدیل آنچه در ذهن دارید به عمل است

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید