personal involvements
همکاریهای شخصی
community involvements
همکاریهای اجتماعی
financial involvements
همکاریهای مالی
work involvements
همکاریهای کاری
social involvements
همکاریهای اجتماعی
active involvements
همکاریهای فعال
emotional involvements
همکاریهای عاطفی
professional involvements
همکاریهای حرفهای
political involvements
همکاریهای سیاسی
voluntary involvements
همکاریهای داوطلبانه
his involvements in community service are commendable.
مشارکتهای او در خدمات اجتماعی قابل تحسین است.
she has many involvements in various organizations.
او در سازمانهای مختلف مشارکتهای زیادی دارد.
her involvements in the project were crucial for its success.
مشارکتهای او در پروژه برای موفقیت آن بسیار مهم بود.
his involvements with different cultures broadened his perspective.
ارتباط او با فرهنگهای مختلف، دیدگاه او را گسترش داد.
they discussed their involvements in the upcoming event.
آنها درباره مشارکت خود در رویداد آینده صحبت کردند.
her involvements in sports have greatly improved her teamwork skills.
مشارکت او در ورزشها به طور قابل توجهی مهارتهای کار گروهی او را بهبود بخشیده است.
his involvements in politics have shaped his views.
مشارکتهای او در سیاست، دیدگاههای او را شکل داده است.
they are reviewing their involvements in the project.
آنها در حال بررسی مشارکت خود در پروژه هستند.
her involvements in volunteer work are inspiring to others.
مشارکتهای او در کارهای داوطلبانه الهام بخش دیگران است.
his past involvements in various industries give him a unique outlook.
سابقه مشارکت او در صنایع مختلف، یک دیدگاه منحصر به فرد به او میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید