inwash

[ایالات متحده]/ˈɪn.wɒʃ/
[بریتانیا]/ˈɪn.wɑːʃ/

ترجمه

n. رسوب حاشیه‌ای یخی

عبارات و ترکیب‌ها

inwash process

فرایند شستشو

inwash solution

راه حل شستشو

inwash system

سیستم شستشو

inwash method

روش شستشو

inwash cycle

چرخه شستشو

inwash technique

تکنیک شستشو

inwash detergent

پاک کننده شستشو

inwash application

کاربرد شستشو

inwash performance

عملکرد شستشو

inwash efficiency

بازدهی شستشو

جملات نمونه

the waves began to inwash the shore, creating a soothing sound.

امواج شروع به نفوذ به ساحل کردند و صدای آرام بخشی ایجاد کردند.

we watched the tide inwash the beach, leaving behind beautiful shells.

ما دیدیم که جزر و مد ساحل را فرا می‌گیرد و صدف‌های زیبا پشت سر می‌گذارد.

the rain caused the river to inwash debris from the surrounding area.

باران باعث شد تا سیلاب آوارها را از مناطق اطراف به داخل رودخانه ببرد.

during the storm, the waves inwashed the rocks with great force.

طوفان باعث شد امواج با نیروی زیاد به سنگ‌ها برسند.

the inwash of water helped to replenish the lake's water level.

نفوذ آب به تجدید سطح آب دریاچه کمک کرد.

as the tide inwashed, it brought with it tiny fish.

همانطور که جزر و مد نفوذ می‌کرد، ماهی‌های کوچکی را با خود می‌آورد.

the inwash of sand altered the landscape of the beach.

نفوذ شن منظره ساحل را تغییر داد.

after the flood, the inwash of sediment changed the river's course.

پس از سیل، نفوذ رسوبات مسیر رودخانه را تغییر داد.

the inwash of the ocean was a beautiful sight at sunset.

نفوذ اقیانوس در هنگام غروب آفتاب منظره‌ای زیبا بود.

we could see the inwash of water as the tide came in.

ما می‌توانستیم نفوذ آب را با بالا آمدن جزر و مد ببینیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید