iodinated

[ایالات متحده]/ˈaɪədeɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈaɪədeɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. حاوی ید

عبارات و ترکیب‌ها

iodinated contrast

تضاد یددار

iodinated solution

محلول یددار

iodinated compounds

ترکیبات یددار

iodinated media

رسانه یددار

iodinated agents

عوامل یددار

iodinated products

محصولات یددار

iodinated drugs

داروهای یددار

iodinated solutions

محلول های یددار

iodinated x-ray

اشعه ایکس یددار

iodinated imaging

تصویربرداری یددار

جملات نمونه

the doctor prescribed iodinated contrast for the scan.

پزشک برای اسکن، کنتراست یددار تجویز کرد.

iodinated compounds are often used in medical imaging.

ترکیبات یددار اغلب در تصویربرداری پزشکی استفاده می‌شوند.

patients with allergies should avoid iodinated substances.

بیماران مبتلا به آلرژی باید از مصرف مواد یددار خودداری کنند.

she received an iodinated injection before the procedure.

او قبل از انجام عمل، تزریق یددار دریافت کرد.

iodinated solutions help enhance the visibility of organs.

محلول‌های یددار به بهبود دید اعضا کمک می‌کنند.

the use of iodinated agents is common in radiology.

استفاده از عوامل یددار در رادیولوژی رایج است.

before the test, ensure you are not allergic to iodinated products.

قبل از انجام آزمایش، اطمینان حاصل کنید که به محصولات یددار آلرژی ندارید.

iodinated oil can be used for certain therapeutic procedures.

روغن یددار را می‌توان برای برخی روش‌های درمانی استفاده کرد.

her thyroid function was assessed using iodinated tests.

عملکرد تیروئید او با استفاده از آزمایشات یددار ارزیابی شد.

he was informed about the risks of iodinated imaging agents.

او از خطرات عوامل تصویربرداری یددار مطلع شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید