ionized

[ایالات متحده]/ˈaɪənaɪzd/
[بریتانیا]/ˈaɪənaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشتهٔ participle از ionize
adj. دارای ionized بودن

عبارات و ترکیب‌ها

ionized gas

گاز یونیزه

ionized air

هوا یونیزه

ionized water

آب یونیزه

ionized particles

ذرات یونیزه

ionized radiation

تشعشع یونیزه

ionized plasma

پلاسما یونیزه

ionized electrons

الکترون‌های یونیزه

ionized solution

محلول یونیزه

ionized atmosphere

جو یونیزه

ionized field

میدان یونیزه

جملات نمونه

the air was ionized after the lightning strike.

هوا پس از برخورد صاعقه یونیزه شده بود.

ionized gases are used in plasma technology.

گازهای یونیزه در فناوری پلاسما استفاده می‌شوند.

the ionized particles can create a beautiful aurora.

ذرات یونیزه می‌توانند یک شفق قطبی زیبا ایجاد کنند.

ionized water is believed to have health benefits.

آب یونیزه شده معتقدند فواید سلامتی دارد.

the scientist studied the effects of ionized radiation.

دانشمند اثرات تشعشع یونیزه را مطالعه کرد.

ionized air can improve indoor air quality.

هوا یونیزه شده می‌تواند کیفیت هوای داخل را بهبود بخشد.

some devices use ionized particles for cleaning.

برخی دستگاه‌ها از ذرات یونیزه برای تمیز کردن استفاده می‌کنند.

the ionized atmosphere can affect radio signals.

جو یونیزه شده می‌تواند بر روی سیگنال‌های رادیویی تأثیر بگذارد.

he explained how ionized atoms behave differently.

او توضیح داد که اتم‌های یونیزه چگونه متفاوت رفتار می‌کنند.

ionized air can help reduce allergens in the environment.

هوا یونیزه شده می‌تواند به کاهش آلرژن‌ها در محیط کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید