ironclad

[ایالات متحده]/ˈaɪənklæd/
[بریتانیا]/ˈaɪərnklæd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. زرهی; نشکن; قوی
n. کشتی جنگی زرهی
Word Forms
جمعironclads

عبارات و ترکیب‌ها

ironclad agreement

توافقنامه محکم

ironclad rule

قانون محکم

ironclad guarantee

تضمین محکم

ironclad contract

قرارداد محکم

ironclad defense

دفاع محکم

ironclad proof

اثبات محکم

ironclad protection

محافظت محکم

ironclad policy

سیاست محکم

ironclad commitment

تعهد محکم

ironclad security

امنیت محکم

جملات نمونه

they provided an ironclad guarantee for their product.

آنها یک ضمانت غیرقابل تغییر برای محصول خود ارائه دادند.

the contract included ironclad terms that protected both parties.

قرارداد شامل شرایط غیرقابل تغییر بود که از هر دو طرف محافظت می‌کرد.

his alibi was ironclad, leaving no room for doubt.

مدعای بی‌گناهی او غیرقابل تغییر بود و جای شک و شبه باقی نمی‌گذاشت.

they have an ironclad policy against discrimination.

آنها یک سیاست غیرقابل تغییر علیه تبعیض دارند.

the company's ironclad reputation attracted many investors.

شهرت غیرقابل تغییر شرکت، سرمایه‌گذاران زیادی را جذب کرد.

she presented an ironclad case to the jury.

او یک پرونده غیرقابل تغییر به هیئت منصفه ارائه داد.

his ironclad logic convinced everyone in the meeting.

استدلال غیرقابل تغییر او همه را در جلسه متقاعد کرد.

they signed an ironclad agreement to ensure cooperation.

آنها برای اطمینان از همکاری یک توافق‌نامه غیرقابل تغییر امضا کردند.

the ironclad rules of the game must be followed.

قوانین غیرقابل تغییر بازی باید رعایت شوند.

her ironclad determination helped her achieve her goals.

عزم راسخ او به او کمک کرد تا به اهداف خود برسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید