ironies

[ایالات متحده]/ˈaɪərniz/
[بریتانیا]/ˈaɪərniz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مواردی از کنایه یا اظهارات کنایه‌آمیز؛ وضعیت‌هایی که برخلاف آنچه انتظار می‌رود هستند؛ استفاده از کلمات برای انتقال معنایی که مخالف معنای لفظی آن است

عبارات و ترکیب‌ها

ironies of life

پارادوکس‌های زندگی

social ironies

پارادوکس‌های اجتماعی

historical ironies

پارادوکس‌های تاریخی

tragic ironies

پارادوکس‌های تراژیک

ironic ironies

پارادوکس‌های متناقض

daily ironies

پارادوکس‌های روزمره

cultural ironies

پارادوکس‌های فرهنگی

personal ironies

پارادوکس‌های شخصی

political ironies

پارادوکس‌های سیاسی

life's ironies

پارادوکس‌های زندگی

جملات نمونه

life is full of ironies that often catch us off guard.

زندگی سرشار از کنایه‌هایی است که اغلب ما را غافلگیر می‌کنند.

the ironies of fate can be both amusing and painful.

کنایه‌های سرنوشت می‌تواند هم خنده‌دار و هم دردناک باشد.

she smiled at the ironies in her own life.

او به کنایه‌های زندگی خود لبخند زد.

there are many ironies in history that we must acknowledge.

بسیاری از کنایه‌ها در تاریخ وجود دارد که باید به آنها اعتراف کنیم.

the movie highlights the ironies of modern society.

فیلم کنایه‌های جامعه مدرن را برجسته می‌کند.

ironies often reveal deeper truths about human nature.

کنایه‌ها اغلب حقایق عمیق‌تری در مورد طبیعت انسان آشکار می‌کنند.

he pointed out the ironies in her argument.

او به کنایه‌های استدلال او اشاره کرد.

we laughed at the ironies that life threw our way.

ما به کنایه‌هایی که زندگی به ما تحمیل کرد خندیدیم.

ironies can sometimes lead to unexpected outcomes.

کنایه‌ها گاهی اوقات می‌توانند منجر به نتایج غیرمنتظره شوند.

he enjoyed discussing the ironies of everyday life.

او از بحث در مورد کنایه‌های زندگی روزمره لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید