ironings

[ایالات متحده]/ˈaɪənɪŋz/
[بریتانیا]/ˈaɪərnɪŋz/

ترجمه

n. فرآیند صاف کردن لباس‌ها با اتوی داغ

عبارات و ترکیب‌ها

ironings done

اتو انجام شده

ironings required

اتو مورد نیاز

ironings pending

اتو در انتظار

ironings needed

نیاز به اتو

ironings schedule

برنامه اتو

ironings service

خدمات اتو

ironings completed

اتو تکمیل شده

ironings tips

نکات اتو

ironings checklist

لیست بررسی اتو

ironings process

فرآیند اتو

جملات نمونه

she spends her weekends doing ironings.

او آخر هفته‌ها را به انجام اتوکشی می‌گذراند.

ironings can be a tedious chore for many people.

اتوکشی می‌تواند یک کار خسته‌کننده برای بسیاری از مردم باشد.

he always leaves his ironings until the last minute.

او همیشه اتوکشی را تا آخرین لحظه به تعویق می‌اندازد.

she enjoys the satisfaction of completing her ironings.

او از رضایت ناشی از اتمام اتوکشی‌هایش لذت می‌برد.

ironings are best done with a good quality iron.

بهتر است اتوکشی با اتوی با کیفیت خوب انجام شود.

he has a specific routine for his ironings.

او یک روال خاص برای اتوکشی‌های خود دارد.

ironings can help clothes look fresh and neat.

اتوکشی می‌تواند به لباس‌ها کمک کند تا نو و مرتب به نظر برسند.

she often listens to music while doing her ironings.

او اغلب در حین اتوکشی به موسیقی گوش می‌دهد.

he prefers to do his ironings in the evening.

او ترجیح می‌دهد اتوکشی را در شب انجام دهد.

ironings are an essential part of laundry care.

اتوکشی بخشی ضروری از مراقبت از لباس است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید