ironman

[ایالات متحده]/ˈaɪənmæn/
[بریتانیا]/ˈaɪərnˌmæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مردی که در مسابقه Ironman triathlon شرکت می‌کند، که شامل شنا، دوچرخه‌سواری و دویدن در مسافت‌های طولانی است؛ شخصیت ابرقهرمان خیالی معروف به Iron Man، که توسط Marvel Comics خلق شده است.
Word Forms
جمعironmen

عبارات و ترکیب‌ها

ironman race

مسابقه Ironman

ironman competition

مسابقه Ironman

ironman athlete

ورزشکار Ironman

ironman training

آمادگی Ironman

ironman event

رویداد Ironman

ironman series

سری Ironman

ironman finish

پایان Ironman

ironman medal

مدال Ironman

ironman coach

مربی Ironman

ironman challenge

چالش Ironman

جملات نمونه

he trained hard to become an ironman.

او سخت تمرین کرد تا به یک مرد آهنی تبدیل شود.

the ironman competition is very challenging.

مسابقه مرد آهنی بسیار چالش برانگیز است.

she completed her first ironman last summer.

او تابستان گذشته اولین مسابقه مرد آهنی خود را به پایان رساند.

ironman athletes must have excellent endurance.

ورزشکاران مرد آهنی باید استقامت بسیار خوبی داشته باشند.

he is known as the ironman of our team.

او به عنوان مرد آهنی تیم ما شناخته می شود.

participating in an ironman requires dedication.

شرکت در مسابقه مرد آهنی نیاز به تعهد دارد.

the ironman race includes swimming, biking, and running.

مسابقه مرد آهنی شامل شنا، دوچرخه سواری و دویدن است.

she has the heart of an ironman.

او قلب یک مرد آهنی دارد.

ironman events are held in various locations worldwide.

مسابقات مرد آهنی در مکان های مختلف در سراسر جهان برگزار می شوند.

he is preparing for his next ironman challenge.

او برای چالش بعدی مرد آهنی خود آماده می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید