ironmaster

[ایالات متحده]/'aɪənmɑːstə/
[بریتانیا]/'aɪən,mæstɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رئیس یک کارخانه آهن
Word Forms

نمونه‌های واقعی

The recollection of a famous voyage made in this region by Philo M. Everett, as far back as 1845, now laid siege to the imagination of the new generation of ironmasters.

یادآوری یک سفر مشهور که در این منطقه توسط فیلو ام. اورت در سال 1845 انجام شد، اکنون به تصور نسل جدید صاحبان کارخانه‌های آهن هجوم برده بود.

منبع: The Era of Big Business

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید