ironmongeries

[ایالات متحده]/ˈaɪənˌmʌŋɡəriz/
[بریتانیا]/ˈaɪərnˌmʌŋɡəriz/

ترجمه

n. فروشگاه‌هایی که کالاهای آهنی و ابزارآلات می‌فروشند

عبارات و ترکیب‌ها

ironmongeries store

فروشگاه لوازم آهنی

ironmongeries supply

تامین لوازم آهنی

ironmongeries products

محصولات لوازم آهنی

ironmongeries shop

فروشگاه لوازم آهنی

ironmongeries market

بازار لوازم آهنی

ironmongeries items

وسایل لوازم آهنی

ironmongeries tools

ابزارهای لوازم آهنی

ironmongeries dealer

عرضه‌کننده لوازم آهنی

ironmongeries supplies

تامین لوازم آهنی

ironmongeries equipment

تجهیزات لوازم آهنی

جملات نمونه

we need to buy some ironmongeries for the new project.

ما نیاز به خرید مقداری لوازم آهنی برای پروژه جدید داریم.

the store specializes in various ironmongeries.

این مغازه در زمینه فروش انواع لوازم آهنی تخصص دارد.

ironmongeries are essential for any construction work.

لوازم آهنی برای هر نوع کار ساختمانی ضروری هستند.

he found the ironmongeries he needed at the local hardware store.

او لوازم آهنی مورد نیاز خود را در فروشگاه سخت افزاری محلی پیدا کرد.

they sell a wide range of ironmongeries, from nails to hinges.

آنها طیف گسترده ای از لوازم آهنی را از میخ تا لولا می فروشند.

ironmongeries can be quite expensive depending on the material.

بسته به جنس، لوازم آهنی می توانند بسیار گران باشند.

we should compare prices of ironmongeries before making a purchase.

قبل از خرید باید قیمت لوازم آهنی را مقایسه کنیم.

the ironmongeries were delivered to the construction site on time.

لوازم آهنی به موقع در محل ساخت و ساز تحویل داده شدند.

he has a vast collection of antique ironmongeries.

او مجموعه بزرگی از لوازم آهنی قدیمی دارد.

learning about different ironmongeries can be very useful for diy projects.

آشنایی با انواع مختلف لوازم آهنی می تواند برای پروژه های خودساخته بسیار مفید باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید