painted nails
ناخنهای رنگ شده
biting nails
ناخن جویده شده
long nails
ناخنهای بلند
short nails
ناخنهای کوتاه
acrylic nails
ناخنهای اکریلیک
file nails
پرداخت کردن ناخنها
strong nails
ناخنهای قوی
polished nails
ناخنهای صیقلی
nail salon
سالن ناخن
breaking nails
شکستن ناخنها
she carefully filed her nails before the interview.
او قبل از مصاحبه ناخنهایش را با دقت مرتب کرد.
he hammered nails into the wood to build the birdhouse.
او برای ساختن کلبه پرندگان میخها را به چوب کوبید.
the mechanic used a nail gun to secure the car panels.
مکانیک از یک تفنگ میخ برای محکم کردن پنلهای خودرو استفاده کرد.
my little brother bit his nails out of nervousness.
برادر کوچکم از روی اضطراب ناخنهایش را میجوید.
the carpenter checked the nails for any imperfections.
نجار ناخنها را از نظر هرگونه نقص بررسی کرد.
she applied a vibrant red nail polish to her nails.
او لاک ناخن قرمز روشن را به ناخنهایش زد.
he stubbed his toe and broke a nail on his foot.
او به انگشت پا ضربه زد و یک ناخن روی پایش شکست.
the nails were rusty and difficult to remove.
میخها زنگ زده و خارج کردن آنها دشوار بود.
she used nail clippers to trim her fingernails.
او از قیچی ناخن برای کوتاه کردن ناخنهایش استفاده کرد.
he drove a nail straight into the wall.
او یک میخ را مستقیماً به دیوار کوبید.
the horse had long, unkempt nails on its hooves.
اسب ناخنهای بلند و نامرتبی روی سم خود داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید