irrealities

[ایالات متحده]/ɪrɪˈælɪtiz/
[بریتانیا]/ɪrɪˈælɪtiz/

ترجمه

n. اشیاء خیالی؛ عدم واقعیت

عبارات و ترکیب‌ها

irrealities exist

وجود غیر واقعی‌ها

embrace irrealities

پذیرش غیر واقعی‌ها

irrealities unfold

غیر واقعی‌ها آشکار می‌شوند

explore irrealities

کاوش در غیر واقعی‌ها

irrealities collide

غیر واقعی‌ها با هم برخورد می‌کنند

understand irrealities

درک غیر واقعی‌ها

irrealities challenge

غیر واقعی‌ها به چالش می‌کشند

create irrealities

ایجاد غیر واقعی‌ها

irrealities persist

غیر واقعی‌ها ادامه می‌یابند

navigate irrealities

در غیر واقعی‌ها حرکت کنید

جملات نمونه

in the realm of irrealities, anything is possible.

در قلمرو غیرواقعیت‌ها، همه چیز ممکن است.

his dreams were filled with irrealities that fascinated him.

رویاهای او با غیرواقعیت‌هایی پر شده بود که او را مجذوب خود کرد.

we often escape into irrealities to avoid harsh truths.

ما اغلب به غیرواقعیت‌ها پناه می‌بریم تا از حقایق تلخ اجتناب کنیم.

books can transport us to worlds of irrealities.

کتاب‌ها می‌توانند ما را به دنیای غیرواقعیت‌ها ببرند.

her art explores themes of irrealities and dreams.

هنر او مضامین غیرواقعیت و رویا را بررسی می‌کند.

in movies, irrealities often create captivating stories.

در فیلم‌ها، غیرواقعیت‌ها اغلب داستان‌های جذابی ایجاد می‌کنند.

philosophers debate the nature of irrealities in our perception.

فیلسوفان در مورد ماهیت غیرواقعیت‌ها در ادراک ما بحث می‌کنند.

his mind wandered through irrealities during the lecture.

ذهنش در طول سخنرانی در میان غیرواقعیت‌ها سرگردان شد.

irrealities can sometimes reveal deeper truths about ourselves.

غیرواقعیت‌ها گاهی اوقات می‌توانند حقایق عمیق‌تری را در مورد خودمان آشکار کنند.

she often writes about irrealities and their impact on reality.

او اغلب در مورد غیرواقعیت‌ها و تأثیر آنها بر واقعیت می‌نویسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید