irredenta

[ایالات متحده]/ˌɪrəˈdɛntə/
[بریتانیا]/ˌɪrəˈdɛntə/

ترجمه

n.(منطقه‌ای که به طور تاریخی یا قومی متعلق به یک کشور است اما توسط کشور دیگری اداره می‌شود)
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

irredenta movement

جنبش ای‌ردنتای

irredenta claims

ادعاهای ای‌ردنتای

irredenta territory

سرزمین ای‌ردنتای

irredenta policy

سیاست ای‌ردنتای

irredenta issue

مسئله ای‌ردنتای

irredenta nationalism

ناسیونالیسم ای‌ردنتای

irredenta vision

چشم‌انداز ای‌ردنتای

irredenta rights

حقوق ای‌ردنتای

irredenta aspirations

خواسته های ای‌ردنتای

irredenta identity

هویت ای‌ردنتای

جملات نمونه

many countries have irredenta claims on their neighbors.

بسیاری از کشورها ادعاهای ارضی بر روی کشورهای همسایه خود دارند.

the concept of irredenta often leads to conflicts.

مفهوم ارضی اغلب منجر به درگیری می شود.

irredenta movements can reshape national boundaries.

جنبش‌های ارضی می‌توانند مرزهای ملی را تغییر دهند.

historical irredenta claims are still debated today.

ادعاهای ارضی تاریخی هنوز هم امروز مورد بحث هستند.

some politicians use irredenta rhetoric to gain support.

برخی از سیاستمداران از ادبیات ارضی برای جلب حمایت استفاده می کنند.

irredenta issues can complicate diplomatic relations.

مسائل ارضی می تواند روابط دیپلماتیک را پیچیده کند.

the irredenta movement has historical roots in nationalism.

جنبش ارضی ریشه های تاریخی در ملی گرایی دارد.

people often feel a strong connection to irredenta territories.

افراد اغلب احساس ارتباط قوی با سرزمین های ارضی می کنند.

irredenta claims can lead to international disputes.

ادعاهای ارضی می تواند منجر به اختلافات بین المللی شود.

understanding irredenta is crucial for studying geopolitics.

درک ارضی برای مطالعه ژئوپلیتیک ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید